![]() |
![]() |
|
|
بیانیه یازدهم مهندس موسوی که در حقیقت منشور تشکیلات راه سبز امید می باشد چند روزیست که منتشر شده است . بیانیه ای به غایت قوی و فراگیر که یقینا جای تحلیل , مباحثه و بازگشایی در تک تک فرازهای آن داشته و خوشبختانه کم و بیش مورد تحلیل قرار گرفته است اما متاسفانه باید گفت علیرغم تلاش و جستجویی که نگارنده در فضای مجازی انجام داد بیشتر این مقالات تکرار و یا تایید کلیات این منشور بوده و کمتر به طور جدی به کاربردی ترین قسمت این بیانیه یعنی همان شبکه های اجتماعی مطرح شده در آن پرداخته است . عدم توجه کافی و نشکافتن اصل این مسئله می تواند به ناکار آمدی این شبکه ها منجر شود ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
در پست قبلي در مورد لزوم توجه به مباني فكري جريان احمدي نژاد اشاره اي شد . در اين مقاله تلاش شده تا حدودي به واكاوي اين موضوع پرداخته شود. هرچند اختلاف در مباني نظري و ديدگاههاي حكومتگري جريان روشنفكري، دگر انديشان و در ادامه اصلاح طلبان به عنوان بخش اجرايي آن با جناح اصولگرايان ريشه اي طولاني دارد و سالهاست طرفين همديگر را با عناوين اسلام آمريكايي و ليبرال ، فرهنگ منحط غربي و .... و در ديگر سو عباراتي چون اسلام متحجر ، اقتدارگرايان ، استبداد اسلامي و به قول دوست عزيز رضا اسدي اسلام روسي ! ... خطاب كرده اند ؛ اما بر گزاري دادگاههاي اخير مخصوصا اعترافات حجاريان كه دادگاهي تفتيش عقايدي در قرن 21 محسوب مي شود اين اختلاف ديدگاهها را به گونه اي عيان مشخص نمود . اقتدارگرايان نه تنها سوداي حذف رقيب بلكه خاموشي چراغ هر گونه انديشه و تفكري مگر آنگونه كه او مي انديشد را در سر دارد. عبدالله شهبازي در مقاله اي مبسوط و زيبا به اتفاقي كه در حال رخ دادن است پرداخته است. وي در قسمتي از مقاله اش چنين مي نويسد : اينك ، مي بينيم در دادگاهي امنيتي انديشه سياسي ماكس وبر و آراء سعيد حجاريان در قالب كيفر خواست دادستان و اعترافات حجاريان نقد مي شود . اين استهزاي انديشه و تفكر است . اين اهانت به انديشه و انديشيدن است كه كسي را به جرم داشتن نگرش نظري معين در دادگاه محاكمه كنند (پايان نقل قول) . در ادامه شهبازي چنين ميگويد كه بر خلاف ظاهر امر كه اين دادگاهها و اتفاقات اخير توسط گروهي كوته فكر و جاهل در حال اجرا مي باشد در پشت اين قضيه تئوريسين ها و جريانات فكري قدرتمندي در حال استحاله هدفمند و با برنامه در نظام مي باشد كه در مسير فروپاشي جامعه ايراني و تماميت ارضي ايران و ايجاد بيزاري عميق از اسلام را در سر دارند ! (دوستاني كه عبدالله شهبازي را مي شناسند به اهميت اين سخنان توجه مضاعفي خواهند داشت مختصر اينكه به قول خود ايشان تاليفات وي حدود دو دهه دردانشكده اطلاعات تدريس مي شده و جالب آنكه سايت ايشان در ايران فيلتر است !) . در جايي ديگر محسن رضايي چنين مي گويد : اما دستهاي مرموزي ... وجوددارد كه خواهان تعامل و تفاهم فعالان سياسي و دولتمردان ايران نيست . و در قسمتي ديگر از اين نوشته مي افزايد : اينكه فكر شود عوامل نفوذي تنها در فعالان سياسي است اشتباه است . حداقل در ايران تجربه نشان داده است كه عومل نفوذي هم درنهادهاي حكومتي هستند ! و هم در فعالان سياسي . قصد بنده از اشاره به سخنان اين دو نفر كه از چهره هاي برجسته و موجه خود نظام هستند جداي از نشان دادن جدي بودن فعل و انفعالات اخير است . همچنين لزوم توجه طرفداران سنتي به اصطلاح اصولگرايان و بيخبر از اصل ماجراها است كه خود را مطلقا در راه صواب مي پندارند ! حال ببينيم چه گونه اذهان عمومي مردم توسط اقتدار گرايان سازماندهي شده و شكل مي گيرد . به طور مثال روزنامه رسالت به عنوان يكي از پايگاههاي مطبوعاتي طيف احمدي نژاد در مقاله اي با عنوان در آمدي بر معناگروي در جهان آينده پس از بررسي انحطاط كليسا چنين مي نويسد : به گواهي تاريخ تمدني و فرهنگي غرب آنچه كه در جوامع غربي براي معنابخشي جايگزين كليسا شد يكي از غرايز طبيعي انسان يعني غريزه جنسي بود . فلسفه سكولار غرب ومدرنيته محور خود را مسئله جنسي قرار داده است و به تجزيه وتحليل معنازايي غريزه جنسي در هنر، ادبيات ، فلسفه وعلم پرداخته است(پايان نقل قول) . ملاحظه مي شود كه بكار بردن كلمات سكولاريسم و مدرنيته در سطوري كه چندين بار غريزه جنسي و محوريت آن مطرح مي شود چگونه ذهن نا آگاه و عموم جامعه را شكل بخشيده و در ادامه بي معنايي و منحط بودن تمدن غرب را نتيجه مي گيرد . نويسنده به اين اكتفا نكرده و از انجا كه قصد دارد تنها بديل و راه نجات جامعه امروزي را معرفي كند نياز دارد زيرآب تمدن و مذاهب شرقي را نيز بزند و نا كارايي بودا و ... را نيز مطرح كرده ودرنهايت چنين بيان كندكه : اكنون كه انقلاب اسلامي ايران به جهان صادر شده است مي بايد چارچوب مفهومي و نظريه اي آن طوري تبيين شود كه جهان امروزي پذيراي آن باشد . نويسنده(سارا محمدي نژاد) اوج گرفتن نهضتهاي فكري دهه 80 و 90 در غرب را از بهترين دلايل و شواهد صدور انقلاب اسلامي ميداند و تز "جهاني شدن" انگلوساكسونها را براي مقابله با انقلاب اسلامي بيان مي كند .
خوب اگر قرار است اين انقلاب صادر شود بايد ببينيم آخرين نسخه پيشنهادي آن درميان تئوريسينهاي احمدي نژاد چگونه است ؛ به سخنان محمد علي رامين از مغزهاي اين طيف مي پردازيم : مي خواهند احمدي نژاد را كه براي اجراي منويات خدا و پيامبر و دستورهاي نائب امام زمان و هدايت جامعه آمده است به زمين بزنند. و در فرازي ديگر چنين مي گويد : احمدي نژاد شعار خدايي(مثل پيامبران) را تحقق كرد و مانند همه پيامبران با مشكلاتي روبرو شد ... هدف تمام پيامبران ! اين است كه براي عدالت و قسط قيام كنند . به مرحله پيامبري رساندن احمدي نژاد به آنجا مي رسد كه آيت الله مصباح يزدي چنين بيان مي كند : اطاعت از رئيس جمهور اطاعت از خداست. از اين روست كه احمدي نژاد و يارانش معتقدند كه براي آنچه انجام مي دهند مباني تئوريك دارند. احمدي نژاد اعتقاد دارد كه آنچه وي تئوريهاي مادي قلمداد مي كند به بن بست رسيده بطوري كه اگر در كشوري راجع به دموكراسي حرف بزنيم مردم حالت تهوع مي گيرند ! يار غار وي (مشايي) دوران ظهور امام زمان را بر اساس شواهد نزديك دانسته و از اين روست كه دولتشان را در حال فراهم نمودن شرايط ظهور مي دانند . و احتمالا به اين دلايل آقاي الهام اشاره مي كند كه اشكالاتي در ساختار كار وجوددارد دارد وآن پراكندگي قدرت است و اين امكان سريع تصميمات را كند ميكند . و اشكالات بايستي بر طرف شود . اينگونه سواران بر قدرت بي چون و چرا آينده سياسي ايران را رقم مي زنند .و آنچه مطرح است در صورت غالب شدن اين ساز و كار (كه ظاهرا شرايط بدين گونه پيش مي رود ) چه سرنوشتي در انتظار جامعه ايراني خواهد بود ؟ انديشه هايي از اين دست در فضاي پوپوليستي آنگونه نمايان مي شود كه رئيس جمهور در سخنراني سازمان ملل خود را در هاله اي از نور مي بيند . دختري نوجوان در زيرزمين خانه اش انرژي هسته اي توليد مي كند . و اينگونه توهم قداست و برتري ، ملتي را به قربانگاه مي برد .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
يكي از عمده ضعفهاي جنبش اصلاحات در ايران عدم كنكاش و تحليل قوي در پايه هاي فكري اصولگرايان مي باشد . نگاه قشري و سطحي به رقيب و صرف نسبت دادن خشونت طلب ، اقتدارگرا و ... نميتواند شناختي دقيق از آن بدست دهد . تمامي حوادث ميداني ديروز ، امروز و فرداي سپهر سياسي ايران از جمله فرهنگ قانون گريزي ، عدم احترام به راي و خواست اكثريت در جامعه ، خشونت عريان ، استفاده از قوه قهريه در پيشبرد اهداف ، همه و همه آخرين لايه انديشه اي است كه خود را نمايان مي كند . اين مقاله نگاهي اجمالي ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
... با لبخندت با ما حرف زدی. درست وقتی چک چک فلاش دوربینها را دیدی، از همان اتاقی که امروز، محل حضور نیکترین مردان این سرزمین بود، به من و ما خندیدی و گفتی حال من هنوز خوب است و شجاعانه ایستادهام. نه فقط نگاه تو که نگاه همه آن خوبان و مومن و روزهداردربند با ما حرف زد. نگاه آرام تو، نگاه نگران رمضانزاده، نگاه دردآور اما هوشیار نبوی، نگاه جسورانه تاجزاده، نگاه پر از سوال و حسرت قوچانی و شهاب، نگاه همیشه خندان امینزاده و بهتی عمیق در نگاه سعید شریعتی عزیز که داشت لحظه لحظه آن بیدادگاه را قصیدهای میکرد در ذهن بلندش و بیش از هر چیز نگاه بیکران سعید حجاریان نازنین همه نگاهها با ما حرف زد، حرف زد و حرف زد. قسمتی از نامه فاطمه شمس به همسرش محمدرضا جلایی پور پس از حضور وی در چهارمین جلسه دادگاه حوادث اخیر .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
هیچ چیز به اندازۀ خشونت نمیتواند مشروعیت نظامی سیاسی را نابود کند. مردم «گرانی»، «بیکاری»، «ناامنی اجتماعی» و هر مشکل اجتماعی دیگر را میتوانند به پای «ناتوانی» دولت بگذارند و دست کم او را «ناتوان» و «بیکفایت» بشمرند، اما «خشونت»، هنگامی که دولتها آن را علیه شهروندان خود به کار میگیرند، نشانۀ «بیکفایتی» نیست — نشانۀ «جنایتکاری» عمدی جنایتکارانی است که به روی ولینعمت اصلی خود شمشیر کشیدهاند. چگونه میتوان تحمل کرد که سپاهیانی که دستمزدشان از مالیاتهای مردم یا منابع کشور تأمین میشود به جای خدمت به مردم به کشتار مردم بپردازند؟
مطلبی که خوندین قسمتی از مقاله جالبی با عنوان : پاسدار پاسداران کیست ؟ از اینجا خوندم خیلی جالبه یه سر بزنین .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
قدرت سياسي را بدين گونه تعريف مي كنند : مجموعه اي از عوامل ، اهرمها ، پاداشها و تنبيهات و حتي نفوذي كه فرد يا گروهي بكار مي گيرد تا بوسيله آن بتواند اراده خود را بر ديگري قبولانده و وي را مجبور به پيروي و فرمانبرداري كرده و به اهداف خود دست يابد . البته قدرت را ميتوان به گونه هاي متفاوتي تعريف كرد ، تعريف بالا براي مبحث ما مناسب به نظر مي رسد . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
وجود تعارض بين حاكمان و
مردم سابقه ای كهن دارد ، اما آنچه مطرح است دگر ديسي شیوه مبارزه براي دستيابي به
اهداف، هم پاي ديگر تغيير و تحولات جامعه بشري است . هرچند به دليل ناهمگوني
جوامع، امروزه شاهد شيوه هاي متفاوت از مبارزات نه تنها بين مردم و حاكمان يا بين
رقباي سياسي در داخل كشورها براي دستيابي به قدرت هستيم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
بالاخره وعده ميرحسين موسوي در باره راه اندازي يك ساختار مدون مبارزاتي عملي شد و تشكيلات راه سبز اميد (رسا) اعلام موجوديت كرد . اين ساختار پرسشها و بيم و اميدهايی را پيش روي خود داشته و با توجه به نو بودن آن نياز فراواني به بحث و تحليلهاي خاص خود جهت پويايي و تاثير گذار ي آن دارد. خبر گذاري ايلنا در مطلبي دو نوع نگرش كه در حلقه مشاوران موسوي مطرح بوده را بدين گونه بيان مي كند: كه نخست تشكيل چنين تشكلهايي بر مبناي وضعيت موجود جوامع كه بهعنوان جنبشهاي اجتماعي، مشخصات آنها و شعارهايش ممكن ميشود و جبهه سياسي به ساماندهي و سازماندهي آن ميپردازد. دومين نوع از چنين تشكلهاييباتدوين اهداف، راهكارها، اساسنامه و مرامنامه شكلميگيرندو سپس به عضوگيري ميپردازند.(پايان نقل قول) كه بر اساس تصميمات قرار بر نوع اول ساختار تشكيلاتي گرفته شده است . استفاده از راهكار جنبشهاي افقي (عرضي) اجتماعي كه در كنشهاي اجتماعي شيوه اي نوين و مدرن محسوب مي شود نشان از بينش باز سران جنبش دارد كه البته به دليل نو ظهور بودن آن مشكلات خاص خود را پيش رو خواهد داشت . نكته اول در اين مورد راه اندازي و تشكيل هسته هاي اوليه شبكه هاي افقي در سطح كشور بطور مثال شبكه هاي دانشجويي در دانشگاهها و يا در داخل سازمانها وكارخانجات و ...می باشداز سوي ديگر فعال كردن نهادها و سازمانهاي مدني موجود و همسو نمودن آنان در راستاي اهداف جنبش نكته قابل توجه ديگر است از جمله مي توان به جنبشهاي فعال زنان ، سنديكاهاي موجود و .. اشاره كرد . ارتباطات اين شبكه هاي شناور اجتماعي در ساختار افقي با يكديگر و در مسير عمودي به سمت راس ساختار تشكيلاتي مخصوصا ابزار ارتباطي آن نیز بایستی مد نظز قرار گیرد . اتفاقات اخير نشان داد كه ارتباطات در دنياي مجازي اينترنت(در صورت نبود برنامه ریزی و فراهم نبودن زیرساختها) نمي تواند تكيه گاهي مطمئن باشد . سيستم فيلترينگ براحتي ميتوانداين ارتباطات را مختل كند . امكان ارتباطات كلاسيكي همچون نشريات نيز به علت برد محدود و شكنندگي توقيف وضعيتي بهتر از اينترنت ندارند .مشکل عدم دسترسي به يك رسانه ارتباط جمعي نيز به قوت خود پابرجاست .بنابراین به نظر می رسد تشکیلات رسا بایستی چاره اندیشی در باب شبکه ارتباطی جنبش که یکی از مهمترین و استراتژیک ترین ابزار پیشبرنده ان است داشته باشد . به نظر می رسد راه اندازی کانال ماهواره ای در خارج از کشور تا حد زیادی بتواند این خلا را پوشش داده و از طرف دیگر سبزها را ازاتهام ارتباط با کانالهایی که جنبش را در مظان ارتباط با بیگانگان قرار می دهد رهایی بخشد . پرسشي ديگركه اميد است سريعا پاسخ آن روشن شود همراهي آقاي كروبي به عنوان يكي از وزنه هاي اصلي جنبش اخير است . اگر به دوران پيش از انتخابات 22 خرداد برگرديم مشاهده مي شود كه به لحاظ برنامه هاي مطرح شده ،ايشان توانستند طيف گسترده اي از فعالان مدني ، فعالان جنبش زنان ، جنبش دانشجويي ، دراويش، اقليتهاي قومي و مذهبي و... را همراه خود كند . گروههاي مذكور در اين جنبش تاكتيك و استراتژي همزمان هستند . به لحاظ اكتيو يته و پر رنگ بودن نقشی تاثير گذار را بر عهده دارند ، و از طرف ديگر خود اين گروهها جزئي از اهداف جنبش در دستيابي به حقوق پايمال شده خودشان هستند . بعلاوه بسياري از كساني كه اين روزها در قالب جنبش سبز(نماد مير حسين موسوي) مشغول فعاليتند از حاميان كروبي بوده كه به دليل فقدان يك سيستم تشكيلاتي مدون و منظم در قالب جنبش خود جوش سبز در حال مبارزه هستند . اميد است تشكيلات راه سبز اميد (رسا) بتواند جايگاه كروبي را به عنوان عنصر تاثير گذار در آن ببيند هرچند در اعلام موجوديت تاكنون هيچ اشاره اي از طرف موسوي يا كروبي به اين موضوع نشده و اگر به دلايلي برنامه فعاليت مستقل كروبي در آينده باشد بايستي دلايل قابل قبولي و موجهي موجود بوده و تحليل شود . نكته ديگر نحوه سازماندهي طيفهاي فكري و سياسي متنوع و گستر ده اي است كه قرار است در اين ساختار فعاليت كنند . حسن یونسی دروبلاگش به ضعف استراتژِی در این تشکیلات اشاره کرده و اختلاف آراو عقاید شدید در اردوگاه سبزها را جدی قلمداد می کند . لزوم جلوگيري از بروز شكست در ائتلاف و از هم پاشيده نشدن آن و در نظر گرفتن حقوق همراهان جنبش درفرداي پيروزي(به اميد پيروزي در فرداي نزديك) بسیار با اهمیت است. به عبارتي آيا اين جنبش توانايي هضم همراهي طيف ملي –مذهبي يا نهضت آزادي را در كنار سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی خواهدداشت يا ديگر بار به خط كشيها و محدوديتهاي مرسوم سالهاي اخير بين خودي و غير خودي دچار خواهد شد ؟ انتظار می رود اصلاح طلبان با درس گرفتن از فعل و انفعالات سیاسی تاریخ معاصر به چنان ظرفیتی دست یافته باشند تا مشكل تاريخي ايرانيان از بين رفته و كسي كه زودتر خودرا به خط پايان رسانده درهاي قدرت را بروي ديگران نبندد و به قول تقی رحمانی به جاي مستبد اين استبداد باشد كه حذف شود . يكي ديگر از نگرانيهاي پيش روي جنبش بي اثر شدن وبه عبارتي خرفت شدن آن است . سران تشكيلات بايستي اين مهم را مدنظر قرار داده تا تشكيلات دچار فرسايش روحي و يا گذشت زمان نشده و ميزان انرژي و حضور در صحنه فعالان جنبش را بخوبي ارزيابي كرده تا در در اين ماراتن دچار كاهش پتانسيل نشوند . يا اينكه مقابله حريف امكان خنثي كردن جنبش را نداشته باشد . مورد ديگري كه نياز است به آن پرداخته شود، چارت تشكيلاتي مناسبي در ساختار جنبش است كه توانايي پوشش دادن حوزه هاي مختلف از قبيل اطلاع رساني ، حقوقي ، بين الملل ، برنامه ريزي و ... داشته باشد . اميد است تشكيلات راه سبز اميد (رسا) بتواند نشاط و انرژي موثر ي را ديگر بار به جنبش باز گردانده و فعالیت آن از انتشار چند بیانیه حزبی یاسخنرانی چهره های سرشناس که تاثیری کوتاه مدت بر جای می گذارند خارج شود . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
درست به موازات تکمیل پازل جنایات اتفاقات اخیر ,رقیب آخرین تیرهایش را نیز شلیک می کند . شواهد, نشان از بازیی دارد که به سمت صفرو صد پیش می رود . گویا زنجیره حوادث پس از انتخابات که از راهپیما یی آرام معترضین شرو ع شده بود ؛ پس از شهدای خیابانی , موج گسترده دستگیریها ی معترضان و فعالین سیاسی اجتماعی از طیفهای گوناگون (داخلی و خارجی) و در ادامه شکنجه و شهادت در زندان و همچنین برگزاری دادگاههای دسته جمعی نتوانسته بود اشتهای سیری نا پذیر رقیب رابرای ایجاد رعب و وحشت بیشتر کاهش داده تا انجا که دیگر بار کروبی شیر مرد عرصه مبارزات سیاسی این روزها پرده از جنایتی دیگر را کنار زد : تجاوزات جنسی در بازداشتگاهها. در عین حالی که این خبر کم و بیش در سایتهای خبری مختلف شنیده می شد از زبان یکی از سران نظام به زبان آمده و بیدرنگ بالا نشین خبرهای روز گرد ید ! حالا می توان چنین بیان کرد که رقیب از همه پارامترهای ممکن استفاده کرده است . شیب نزولی سبزها که از اولین جلسه دادگاه آغاز شده و در ادامه تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد و جلسه بعدی دادگاه ظاهرا سبزها را در موقعیت نامناسب روحی قرار داده بود بار دیگر فرصت باز یابی را فراهم کرده است . ریزش شدید نیرو در اردوگاه رقیب , کاهش شدید پایگاه مردمی و همچنین در میان علما خصوصا پس از انتشار نامه کروبی در باره تجاوزات جنسی وحشیانه در بازداشتگاهها خبراز بحرانی عمیق را می دهد . درست است که سبزها هزینه های سنگینی را تا این مرحله پرداخته اند اما گویی این حریف است که به پایان راه نزدیک شده. علیرغم نبود اهرمهای فشار قاطبه نظام برای رام کردن رقیب , ازناتوانی دستگاه قضایی گرفته تا کوتاهی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و واگذاری میدان تاخت و تاز برای رقیب. با این حال شرایط به گونه ای است که مصداق ساحل خاموش طوفان زیرسر دارد را تداعی می کند. تا جایی که تصمیم بر عدم اقامه نماز جمعه این هفته به امامت هاشمی رفسنجانی خود نشان ازاحتمال بروز اتفاقات پیش بینی نشده و به همریختن دست اوردهای رقیب در روزهای گذشته می باشد . در هر حال استراتژی بستن همه منافذ توسط رقیب, به قصد خفه کردن جنبش, فشارهای سیاسی را به سمت انفجاری نا مشخص نزدیک می کند . شاید بتوان گفت که دیگر راهی برای بازگشت باقی نمانده و طرفین دست به قماری بس سترگ زده اند , دیگر امیدی برای معامله و مصالحه نیست .براستی مبارزه مردم به همراهی طیف گسترده ای از حذف شدگان ساختار درون قدرت در مقابل حریف به کجا ختم می شود ؟ آیا طوفان سنگین و مخوف فضای امنیتی و رعب و وحشت خواهد توانست برای بازه زمانی دیگری شعله آزادیخواهی ایرانیان را به خاموشی بکشاند یا اینکه هیمه ای را فراهم کرده تا این آتش برآن بتازد ؟ شما چه فکر می کنید ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
آهنگ شهرام ناظري برای سبزها حتما دانلود کنید
كمپين آزادي ابطحي امضا كنيد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
متاسفانه آنچه این روزها در اکثر وبلاگها و سایتهای وابسته به اصولگرایان می بینیم بدین گونه است که به جای پاسخ گویی به صحبتهای طرف مقابل به پاسخهای طنز آمیخته با توهین , تخریب شخصیت افراد به جای پاسخگویی منطقی به آنان و یا اتهام زدن می پردازند . چگونه است که فرزند شهید بهشتی , فرزند شهید مطهری , همسر شهید رجایی , فرزند شهید جهان آرا , خانواده شهید همت , همسر شهید باکری , فرزند شهید بروجردی , فرزند شهید شیرودی , خانواده سردار شهید حاج داوود , خانواده شهید فکوری , خانواده شهید ستاری , خانواده شهید تندگویان , خانواده شهید کلانتری , خانواده شهید آوینی, و... درانتخابات اخیر از میر حسین موسوی حمایت کردند . بیت امام و نوه امام در تنفیذ و تحلیف شرکت نکردند . اینها برای این دوستان دلیل کافی نیست ؟ من براستی نمی دانم آقایان از کدام انقلاب سخن می گویند و جناح رقیب را متهم به ضد انقلاب بودن و بر اندازی می کنند . آیا افرادی که نام برده شدند عصاره نظام و انقلاب اسلامی نیستند ؟ آ یا در و دیوارهای هر کوی و برزنی مزین به عکس این عزیزان نیست ؟ آیا هر ساله مراسم با شکوه در بزرگداشت این بزرگان بر گزار نمیکنند؟ چگونه است که همه بازماندگان این عزیزان در اشتباه به سر می برند و آقایان مدعیان انقلاب و اسلام شده اند ! هر کس که در اردوگاه آقایان قرار نگرفت بلافاصله تبدیل به خوارج عصر ما , عایشه عصر ما و ... می شود . اگر از طرفداران ریز و درشت رقیب بخواهید که بطور مثال پاسخی به نامه آیت الله محقق داماد که به هاشمی شاهرودی نوشته اند بدهید . یا نقدی بر سخنرانی اخیر محسن کدیور و یا نامه های جناب عبدالعلی بازرگان بنویسید ؛ به جای پاسخگویی , تیر اتهامات به افراد است که سرازیر می شود . در بهترین حالت در مقابل مواضع مراجع تقلید و روحانیونی که اعتباری مذهبی دارند سکوت می کنند . آنجا که به راحتی آموزه های اسلام و علی (ع) نادیده گرفته می شود سکوت سنگینی دارند . و فقط و فقط انگشت اتهام و تکفیر و خیانت را قویانه به سوی دیگران میگیرند . براستی حقیقت و وجدان پاک گمشده زمانه ماست .
از عشق , یکی به نجوا می نشیند , یکی آواز سر میدهد یکی مویه میکند , یکی دندان بر جگر می گذارد در حرمت قربانی , یکی لب فرو می بندد یکی بانگ بر سپهر برین می زند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
آغاز سخن اينكه آیت الله محقق داماد در نامه اي شديد الحن به آيت الله شاهرودي عملكرد دستگاه قضايي جمهوري اسلامي را در سالهاي اخير ( مخصوصا در ارتباط با حوادث پس از انتخابات ) زير سوال برده است . خواندن نامه خالي از لطف نيست . در قسمتي از نامه چنين آمده : چند روز پيش در جلسهاي با حضور چند تن از مسئولان نسبتاً بالاي نظام سخن از اخبار وقايع اسفبارِ روز و ستمي که بر مردم رفته است، در ميان بود... ناگهان يکي از ذ وات محترم سکوت را شکست و با نگاهي عا قل اندر سفيه رو بمن کرد و با پوزخندي معني دار گفت اين اعمال که توجيه شرعي دارد!!! خدا ميداند چنان مغز استخوانم را سوزاند که هنوز بيقرار و ناآرامم... در ادامه گريزي به تاريخ اسلام زده و داستاني از حجاج بن يوسف نقل مي كند : که وقتي حجاج بن يوسف ثقفي بدستور عبدالملک مروان خليفه اموي، براي ايجاد خفقان و اسکات معترضين، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقيما به مسجد آمد و مردم را فراخواند سپس بالاي منبر رفت و اعلام داشت : هاناي مردم! نه به کودکانتان رحم ميكنم ونه به پيرانتان!. بيگناهتان را به جاي گناهکار مواخذه خواهم کرد و به صرف گمان تحويل جلادان خواهم داد(آخذ بالتهمة واقتل بالظنه)، همه اينهااز اختيارات من است و هرچه من مصلحت بدانم عين شرع است!!! ...
دوم : همانطور كه در پست قبلي عرض كردم مشغول مطالعه كتاب : روشنفكران و عاليجنابان خاكستري به قلم ويتالي شنتالينسكي ( ترجمه غلامحسين ميرزا صالح) هستم . در پاورقي كتاب صحبتي از نيكولاي ايوانوويچ يژوف از روساي پليس مخفي شوروي ديدم ؛ يژوف در يك سخنراني چنين مي گويد : ... ما در مرحله حساس تهاجم سياسي و فرهنگي هستيم . در مبارزه ما با عوامل اصلي آن ممكن است عده اي بيگناه نيز قرباني شوند . اگر به كسي تعدي كرديم ، نبايد نگران شويم . بهتر است ده نفر بيگناه را زجر داد ولي نگذاشت يك جاسوس جان سالم به در ببرد !!! .
سوم : حجاج بن يوسف نامش در فهرست خبيثان جنايتكار تاريخ ماندگار شد . حضرت علي (ع) در یکی از خطبههایش پس از اینکه از وضعیت نامناسب برخی از یارانش شکایت کرد، حکومت حجاج را چنین پیشگویی فرمود:« آگاه باشید، به خدا سوگند، پسرکی از طائفه ثقیف که هوسباز و متکبر است بر شما مسلط میشود، و اموال و کشتزارها و باغ های سرسبز شما را به غارت میبرد. اما يژوف روسي پس از انجام ماموريتش در پليس مخفي شوروي تاريخ مصرفش به آخر رسيد استالين وي را دستگير و تير باران كرد . يژوف از جنايتكاراني بود كه در دروان استالين نقشي موثر در حذف مخالفان سياسي َ( نویسندگان و روشنفکران ) و اعدام انها داشت . براستي تاريخ آموزكاري بزرگ است . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
روشنفكران و عاليجنابان خاكستري (به قلم ويتالي شنتالينسكي و ترجمه زيباي آقاي غلامحسين ميرزاصالح) مجموعه اي وزين و آموزنده از سرنوشت نگون بخت نويسندگان و روشنفكراني است كه در ديكتاتوري استالين جان خود را در راه انديشه هايشان فدا كردند . به گفته نويسنده كتاب ، از حدود 2000 نويسنده به دام افتاده پليس مخفي شوروي ،تقريبا 1500 آنان نابود شدند . در اين مجموعه نويسنده تلاش كرده دهها سال بعد با دستيابي به مدارك و اسناد سري در شوروري متن بازجوئي ها و آنچه بر اين افراد گذشته را فاش كند . ويتالي بر اين عقيده است كه نويسندگان هميشه جايگاه ويژه اي در روسيه داشته ا ند . آنان ، به علت فقدان نهادهاي دموكراتيك ، هيچگاه تنها يك هنرمند نبوده اند ، بلكه سخنگوي حقايق و وجدان عمومي تلقي شده اند . اگر ياري روزگاران باشد ، گزيده هايي از اين مجموعه ارزشمند را در اينجا ياد آوري ميكنم . هر چند در حال آماده كردن متن به گونه اي ديگر بودم ، اما جذابيت صفحه 128 از دفتر دوم ، مجبورم ساخت تا عين مطلب را اينجا نقل كنم : ... (ايتساك )بابل(1) مشغول متهم كردن دوستانش بود . با اين حال ما نبايد ازجايگاه امن خود ، بدون تامل، او را سرزنش كنيم و يا او را ببخشاييم . بازجوييهاي ان.كا.و.د (2) انسانها را به نقطه حقارتي تنزل مي داد كه ديگر مسئول حرفهايشان نبودند . شكنجه روحي كه اين اشخاص در كنار عذاب جسماني تحمل ميكردند ، آنان را به سوي اختلال روا ني سوق مي داد و در آستانه ديوانگي قرار مي گرفتند . مير هولد (3) در نامه اش به مولوتف به شرح چگونگي ماجرا مي پردازد : .... وضعيت وحشتناك ديگري هم بود كه به از پاي افتادن من و از دست دادن كنترلم كمك كرد ... بلافاصله پس از دستگير شدنم دچار افكار ماليخوليايي شدم كه ناشي از فكر وسوسه ا نگيزي بود : حكومت فكر مي كند كه « من مستحق همين هستم » . در نتيجه شروع كردم به متقاعد كردن خود كه ميزان محكوميت من ... براي گناهانم كافي نبوده ... و بنابر اين مستحق مجازات بيشتري بوده ام كه ان.كا.و.د در حال اعمال آن است . من هي با خودم مي گفتم : « من مستحق همين هستم » . آنگاه به دو نفر تقسيم شدم . نفر اول شروع به جستجوي گناهان نفر دوم كرد ووقتي چيزي نيافت آنرا جعل نمود . بازجو هم با جديت و مهارت به او كمك كرد و به ياري تنگاتنگ يكديگر شروع به نوشتن كردند . زماني كه از عالم وهم به در آمدم ، باز جويان كار را تمام كرده بودند .... آنان اعترافات را مهيا كرده و ويراسته بودند ( بعضي از اعترافات سه يا چهار بار باز نويسي شده بودند ) . من هنوز نمي توانم اصلا به درستي بينديشم ، چون كه شمشير داموكلس در بالاي سرم در نوسان است . باز جو دائما با تهديد تكرار مي كرد : اگر ننويسي( به كلام ديكر جعل نكني ) باز هم تو را مي زنيم ، تا به حال كاري به سر و دست راستت نداشته ايم ، اما بقيه بدنت لت و پار و خون آلود شده و از ريخت افتاده است . آنك من همه چيز را امضا كردم ! پاورقي ها : 1- ايتساك بابل : نويسنده سرشناس روس(1890-1940) به رغم جايگاه واحترام والا در جامعه ادبي وقت روسيه ، مقامات دولتي هميشه به او ظنين بودند . در 1939 دستگير، در 1940 تيرباران ودر 1954 اعاده حيثيت شد . 2- ان.كا.و.د : پليس مخفي شوروري هشت بار نام عوض كرد . در سالهاي 1934تا 1943 بدين نام مشهور بود . 3- مير هولد: كارگردان زبده تاتر و سينما (1874-1940) كه پس از انكار اصول رئاليسم سوسياليستي در هنر و در مخالفت با گردن نهادن به آن دستگير شد . يك هفته بعد همسرش در خانه با ضربات چاقو به قتل رسيده و چشمانش را از كاسه در آوردند ميرهولد در 1940 تيرباران شد . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
هرچند سبزها در هفته ای که گذشت عزادار جان باختگان خود در اعتراضات خیابانی و دردمند تر از آن کشته شدن در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی بودند ؛ اما برایند دست آوردهای جنبش مثبت ارزیابی می شود . به نحوی که رقیب را می توان در موقعیت تدافعی تصور کرد . البته دیدگاه دیگر آن است که حال که اقتدار گرایان به اهداف نسبی دست یافته و مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد را پیش رو دارند و شرایط را آشفته نمی خواهند ؛ دست به عقب نشینی تاکتیکی زده اند . این هفته کنشهای سبزها در دو حوزه چشم گیر بود : موضع گیری احزاب و شخصیتها (سیاسی و مذهبی) وحمایتهای مردمی در داخل و خارج . پس از حمایت آیت الله دستغیب از فقهای شیراز از سخنان هاشمی رفسنجانی بود که در سوم مرداد آیت الله منتظری نیز مشروعیت نظام را به رضایت و آرائ اکثریت نسبت داد و در همان روز موسوی اردبیلی از روحانیون بلند پایه خواستار آزاد شدن زندانیان سیاسی و بر خورد مناسب با آنان گردید . حمایت مراجع و روحانیون بلند پایه جمهوری اسلامی در این هفته به همینجا ختم نشد . کروبی , موسوی و خاتمی به همراه عده ای از سران اصلاح طلب در نامه ای ازمراجع تقلید در خواست مداخله در شرایط پیش امده کردند . آیت الله صانعی از بلند پایه ترین مراجع تقلید شیعه که از ابتدای جنبش د رکنار مردم بوده است , با ردیگر در نامه ای شکنجه نسبت به انسانها را حرام اعلام کرده چه برسد به انسانهای اسیر و دربند . متعاقب آن 6 مرداد آیت الله طاهری روحانیت را در آزمونی سخت دانسته و به جمع معترضان پیوست آیت الله بیات نیز در همان روز نسبت به شرایط موجود اعتراض خود را بیان کرد . کوتاه سخن آنکه جنبش اصلاحات در این هفته توانست حمایت گسترده ای از روحانیون و مراجع تقلید بلند پایه ای که در بین مذهبیون اعتبار و جایگاه مناسبی دارند همراه خود کند , هر چند اصولگرایان و رسانه های وابسته به احمدی نژاد و نظام با زیرکی از کنار این اتفاق مهم گذشته و از مطرح کردن یا پاسخگویی به آن دوری گزیدند . ششم مرداد نهضت آزادی ایران د رنامه ای به هاشمی , شکاف پیش آمده بین مردم و نظام را نگران کننده توصیف کرده و امکان انفجاری عمل کردن آنرا دور از ذهن ندانسته و به باز تولید ساختار پهلوی هشدار داد . از سوی دیگر جبهه مشارکت اسلامی که بیشترین فشارهای سیاسی را در این روزها از سر می گذراند در بیانیه ای اعلام کرد : از هر مسیر قانونی و شرعی و با استفاده از تمامی اهرمهای مدنی داخلی و بین المللی , احقاق حقوق یاران در بند خود را پیگیری می کنند و به رقیب هشدار می دهند : سنت الهی و تاریخ , سرنوشت خوبی برای رفتاری که در پیش گرفته اید نشان نمی دهد ! هفتم مرداد بود که موسوی دردیدار با اعضای تشکلهای انجمن اسلامی معلمان , علاوه بر انتقاد شدید از وضعیت موجود و شرایط نا مساعد بازداشتیها و همچنین جان دادن تنی چند از زندانیان در زیر شکنجه , ابراز کرد جریان حاکم برنامه ریزی خود را تا بر گزاری انتخابات انجام داده و پیش بینی فردای آنرا نکرده بود . وی در قسمتی دیگر از سخنانش از مردم خواست تا رسیدن به حق خود خسته نشده و هر روز با برنامه ای ابتکاری کار را ادامه دهند . در ادامه اعتراضات سیاسی حالا نوبت سازمان مجاهدین انقلاب بود تا درخواست مجازات آمران و عاملان قتلها و شکنجه های اخیر را داشته باشد و رئیس جمهور و وزرای کشور , داد گستری , و اطلاعات را مسئول فجایع اخیر بداند . تحرکات سیاسی به داخل کشور خلاصه نشد ؛ 25 جولای بود که کمپین اتحاد برای ایرانیان در حدود 110 شهر جهان , مظالومیت آزادیخوهان ایران را در صدر خبرهای جهان قرار داد و وجدان جهانی را به چالش کشید . ایرانیهای مقیم سراسر جهان در حالی که همراهی دیگر ملیتها را داشتند ندای بین المللی این حوادث شدند . نهایتا فشار های علمای مذهبی , گروههای سیاسی و کمپین بزرگ ایرانیان , همچنین اعتصاب غذای هفته پیش از آن در جلوی سازمان ملل به جرقه ای کوچک نیاز داشت تا جناح حاکم را به عقب نشینی تاکتیکی وا دارد : قتل محسن روح الامینی فرزند یکی از سران نظام بر اثر شکنجه در زندان همان جرقه ای بود که دیوار مرزبندیهای سیاسی را شکسته و تلنگری به مجلس و قوه قضائیه زده تا آنان را از خواب خرگوشی بیدار کند . گویا تا به این زمان هیچ کدام از مسئولان خبری از اتفاقات درون زندانها نداشتند . بالاخره در این شرایط بود که هیئتهای تحقیق و تفحص فعال شدند . نظام مجبور به تعطیلی بازداشتکاه کهریزک گرفته و تعدادی از فعالان سیاسی و دیگر بازداشتیها آزاد شدند . دلیل تعطیلی بازداشتگاه کهریزک که به دستور رهبر انقلاب صورت گرفت غیر استاندارد بودن ان اعلام شد . در این راستا بود که دیگر بار آیت الله منتظری که این روزها دقیقا پیگری حوادث است اعلامیه داد : با تعطیلی یک بازداشتگاه مردم را اغفال نکنید! این جمله ای بود که در کنار دیگر سخنانی همچون : آیا تصمیم گیرندگان حوادث اخیر تجربه شاه و دیگر رژیمهای استبدادی را از یاد برده اند ؟! در سخنان این مرجع تقلید خود نمایی می کرد . محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین نیز ساکت نمانده و اعتراض خود را چنین بیان کرد : بازداشتگاه غیر استاندارد بود یعنی چه ؟! جنایت رخ داده و خون ریخته شده . بدین ترتیب اصلاح طلبان سعی در بالا بردن سقف مطالبات تا دستیابی به حداقل مجازات عاملین و امرین برای احترام به ستمی که بر مردمان رفته گردیدند . در این وانفسا عزل اژه ای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی به عنوان یک اتفاق شگفت انگیز و در ادامه آن استعفای صفار هرندی وزیر ارشاد دولت نهم که هر دوی اینها از استراژیک ترین مهره های جناح اصولگرایان هستند , عمق اختلافات و نابسامانی در اردوگاه رقیب در درروزهای اخیر را برملا کرد . گمانه زنیهای متفاوتی برای این عزل ها زده شد ولی بدرستی دلایل آن روشن نگردید . ناجا نیز برای اولین بار اعلام کرد که افراطهایی توسط نیروی انتظامی در این ایام صورت گرفته است . و بالاخره سایت خبری میزان پرس نیوز در 8 مرداد از قول دادستان پیشین دادگاه کیفری بین المللی بیان کرد اتفاقات اخیر در ایران را به دلیل گستردگی , سیستماتیک و برنامه ریزی بودن میتوان " جنایت علیه بشریت" دانست .در این شرایط بود که عده ای از مردم به همراه موسوی , کروبی و چند روحانی بلند پایه دیگر در بهشت زهرای تهران چهلمین روز شهادت ندا و دیگر جانباختگان آزادیخواه را گرامی داشته و درگیرهای پراکنده ای در تهران و چند شهر دیگر بین مردم و نیروهای ضد شورش رخ داد. بدین ترتیب بار دیگر جنبش سبزها با یک خود نمایی دیگر اصرار بر خواسته های خود را بیان کرده و نشان داد که قصد عقب نشینی ندارد به گفته نیروی انتظامی0 5نفر در این درگیریها درتهران بازداشت شده اند . با همه این اوصاف به استقبال هفته ای می رویم که اعلام شده است دادگاه 30 نفر از متهمان اعتراضات اخیر از شنبه بر گزار شده و ظاهرا قرار است 14 مرداد مراسم تحلیف احمدی نژاد یر گزار شود . به نظر نمی رسد هفته خوبی در انتظار سبزها باشد . مگر آنکه اتفاق خاصی رخ دهد .... |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
شكنجه يكي از وحشيانه ترين جناياتي است كه بشر براي دستيابي به اهداف و منافع اغلب غير اخلاقي خود بر همنوع خود روا مي دارد ؛ كه شور بختانه به اندازه تاريخ بشر پيشينه دارد . شكنجه چيست ؟ معاهده منع شكنجه سازمان ملل متحد شكنجه را اينگونه تعريف ميكند : هر عمل عمدي كه بر اثر آن درد يا رنج شديد جسمي و يا روحي عليه فردي به منظور كسب اطلاعات يا گرفتن اقرار از او يا شخص سوم اعمال شود ، شكنجه نام دارد... دانشنامه فارسی ویکی پدیا در گفتار شكنجه مي نويسد : هر گونه آزار و اذيت بدني در شرايطي كه فرد قدرت دفاع از خودرا نداشته باشد ، شكنجه مي نامند . هر چند به نظر مي رسد محدود كردن به آزار و اذيت بدني و اشاره نكردن به شكنجه هاي روحي ، تعريف كاملي نباشد . در اعصار قديم ، شكنجه به عنوان ابزاري تنبيهي و يا وسيله ايجاد رعب و وحشت توسط حكومتها بكار مي رفته است . بر اساس شواهد تاريخي مي توان به دو كار كرد شكنجه در زمان پيشينيان اشاره كرد : يكي وسيله اي براي به كنترل ، سركوب و به خدمت گرفتن توده مردم و مخالفان ، كه نمونه آْشكار آن برده داري در طول تاريخ و سركوبهاي بي شمار رقباي سياسي در داخل سيستمهاي حكومتي مي باشد . كاربرد ديگر شكنجه بيشتر توسط توتاليترهاي مذهبي در راستاي تفتيش عقايد و يا مبارزه با دگر انديشان مذهبي و حتي غير مذهبي استفاده مي شده ، كه عيسي مسيح ، ارسطو ، گاليله و بسياري ديگر را در طول تاريخ مي توان نام برد . اما آنچه در تاريخ معاصر ما ميگذرد (علاوه بر آنچه ذكر شد) ، جنبه اي چه بسا غير انساني تر بر آن افزوده است ؛ در دوران مدرن ، شكنجه به عنوان يك ابزار سياسي به خاطر كسب اطلاعات يا گرفتن اعتراف توسط حاكمان، بالاخص در سيستمهاي استبدادي رواجي پر رونق دارد . جنايت شكنجه بصورتي مخفي و دور از چشم ديگران انجام مي شود . حتي قربانيان شكنجه (البته اگر جان سالم از شكنجه گاههاي مخوف جانيان بدر برند !) به خاطر ترس از دستگيري مجدد و ديگر دلايل مانند عدم ياد آوري آنچه بر آنان گذشته و همچنين قدر قدرت جلوه ندادن حاكمان ، از بيان آن خودداري مي كنند . از اينرو شكنجه همواره مورد انكار قرار گرفته و پنهان مي شود . شكنجه در واقع جنايتي هولناك عليه خانواده بشري است ؛ از اينرو سازمان ملل متحد از بدو تاسيس شكنجه را تحت هر شرايطي ممنوع اعلام كرده است . در سال 1987 قطعنامه اي به تصويب رسيد كه انجام هر گونه آزار و اذيت و رفتار غير انساني در كره خاكي را محكوم كرده و در منشور قطعنامه اي با همين نام خواستار پيوستن كشور هاي جهان ، به معاهده منع شكنجه و مجازات و پيگيري عوامل شكنجه ( مخصوصا شكنجه دولتي) در سرتاسر دنيا شد. لازم به ذكر است هنوزجمهوري اسلامي به اين معاهده نامه نپيوسته است ( منبع ويكي پديا) . هر چند اصل 38 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران چنين مي گويد : هر گونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است ، اجبارشخص به شهادت ، اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي شود ! (از خواننده عزيز خواهشمندم اصلهاي 32 ، 34 و 39 قانون اساسي را نيز مطالعه بفر مايند . ) با اين اوصاف شكنجه در تاريخ معاصر ايران ( قبل و بعد از انقلاب 1357 ) به عنوان ابزاري براي سركوب مخالفان رواج داشته و دارد . هر چند يكي از شكنجه گاههاي قبل از انقلاب كه پس از انقلاب زندان توحيد نام داشت ، در دوران رياست جمهوري محمد خاتمي به موزه عبرت تبديل شد . اما اين روزها داستاني غم انگيز ديگري به گوش رسيده و مشاهده ميشود . اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوري و دستگيري انبوهي از معترضان و فعالان سياسي از طيف هاي مختلف را روانه بازداشتگاهها كرده است كه متاسفانه آنجه تا اين لحظه بطور رسمي اعلام شده ، جان باختن تعدادي از هموطنان در زندانها بوده است ؛ كه اين امر نه تنها موجب اعتراض سران اصلاحات و حتي تعداي از نمايندگان مجلس شده است بلكه نهايتا منجر به تشكيل هيئتي از سوي مجلس شوراي اسلامي براي بررسي وضعيت بازداشت شدگان شده است . در اين ميانه نبايد از فشارهاي جهاني در كمپين همبستگي با جنبش سبزها و تلاشي كه در بيش از يكصد شهر جهان به طور هماهنگ براي آزادي زندانيان و همچنين اعتصاب غذاي جمعي از فعالان سياسي ، فرهنگي و هنري ايراني و خارجي در جلوي سازمان ملل متحد غافل شد كه نهايتا به تعطيلي يكي از زندانها ( ظاهرا زندان كهريزك) و خبر آزادي قريب الوقوع حدود 140 نفر از دستگير شدگان و همچنين سعيد حجاريان ، شادي صدر و محمد توسلي و .... گرديد . هر چند ازآنجا كه امكان بازديد و تحقيق و تفحص توسط هيچ نهاد حقوق بشر يا فعالان مستقلي از زندانها فراهم نيست نميتوان براورد دقيقي از گستره اتفاقات آنسوي ميله ها بدست آورد. اكنون بايستي چشم انتظار فعل و انفعالات سياسي در روزهاي آينده بود . آيا سبزها كه تا كنون توانسته اند رقيب را با همه مشكلات و محدوديتها مجبور به عقب نشيني كنند ، آيا شرايط را به نحوي تغيير خواهند داد تا بتوانند امكان پيگيري ، شناسايي و مجازات عاملان و آمران جريانات اخير را بوجود آورند ؟ هوشمندي ، خردورزي و فراگير بودن سبزها نشان دهنده آن است كه بعيد به نظر ميرسد سرنوشت سبزها ديگر بار همچون قتلهاي زنجيره اي ، كوي دانشگاه و ... به فراموشي سپرده شود . يادداشت : در نوشتن اين مقاله از دانشنامه ويكي پديا ، مقاله اي از عزت مصلي نژاد( شكنجه و تبعيد ) و منابع ديگر استفاده شده است .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
جنبش سبزهاي دموكراسي خواه همچون هر جنبش مردمي بدون خشونتي به مولفه هاي ساختاري خاص خودنياز دارد ؛ گسترش پايگاه مردمي ، و شبكه ارتباطي دو سويه (سران جنبش با بدنه آن و بالعكس) جهت اطلاع رساني صحيح ، فراگير و به موقع از ضروريات هر جنبشي است . بازگشت به جمله قديمي استراتژيست دوست داشتني شور بختانه در بند اصلاحات : فشار از پايين ، چانه زني از بالا ، زماني ميتواند نيروي پيش برنده خود را داشته باشد تا با ريشه دوانيدن جنبش در جاي جاي ايران از تهران تا كلان شهرها و گسترش مويرگي شبكه تا دورترين آباديها ، جنبش سبز را آنچنان تنومند كرده باشد كه ضربه هاي تبر و غرش اره هاي برقي بر آن كار ساز نباشد . حتي با احتساب آراي دولت جمهوري اسلامي حدود 15 ميليون برگ سبز متعلق به درخت سبز آزاديخواهان است كه نهايتا4 ميليون آن در تهران است . مشاهده مي شود كه پتانسيلي تاثير گذار در شهرستانها دست نخورده باقي مانده و كوتاهي در فعالسازي آن ضرري گران محسوب مي شود . در هفته اي كه گذشت اگر خاتمي ، موسوي ، كروبي و هاشمي توانستند با اعتماد به نفس در مبارزه حضور داشته باشند ، ناشي از فشارهاي جنبش است كه در تهران و چند شهر ديگر بود ، اما در حال حاضر ضروري به نظر مي رسد جهت جلوگيري از كاهش رونق جنبش ، حفظ و نهايتا گسترش آن در روزهاي آتي به گسترش آن توجه كافي شود .يكي از اهرمهاي فشار رقيب در روزهاي اخيرجمله مشهور " آقايان ايران فقط تهران نيست " مي باشد كه اين تكته را تداعي ميكند كه سبزها در دوردستها پايگاهي ندارند . اين از مهمترين تكاتي است كه بايستي مد نظر استراتژيستهاي جنبش باشد . اين نقص مي تواند باآاغاز به كار جبهه سياسي كه در راه است پوشش داده شده و با تاسيس معاونت و يا قسمت خاصي به سازماندهي و گسترش رسمي جنبش در شهرستانها بپردازد .پر واضح است كه رقيب اينجا قويا سعي در كورتاژ كردن آن خواهدداشت كه اين نيز تاكتيك مقابله خاص خود را نيازمند است . سفر سران جنبش به شهرستانها براي تزريق خون تازه به رگهاي نحيف سبزها در دوردستها و ريكاوري آن شديدا احساس ميشود . خلاء ديگر جنبش عدم ارتباط گيري و اطلاع رساني دو سويه مورد نياز در داخل كشور است . به لحاظ عدم وجود محدوديت در خارج از مرزها اين مورد در ابعاد بين المللي ووجود رسانه هاي آزاد و عدم فيلترينگ و ... به نحوي مطلوب در حال اجراست . اما پايين بودن ضريب نفوذ رسانه هاي آزاد (نظير ماهواره واينترنت) در شهرستانها ، خلاء اطلاع رساني را بحراني نشان مي دهد . ارتباطات چهره به چهره نيز كافي نيست . در ديگر سو فعالان جنبش در شهرستانها امكان تماس و بر قراري ارتباط را با سران جنبش ندارند. اختصاص پستهاي الكترونيكي معتبر و اطلاع رساني شده رسمي كمكي شايان دراين حوزه است . در پايان بطور خلاصه : 1- گسترش جنبش سبز به شهرستانها و امكان استفاده از پتانسيل موجود در آن بصورت آشكار و تقويت ان با سفر سران جنبش به شهرستانها 2- برقراي كانالهاي ارتباطي مورد اعتماد مخصوصا از طريق پستهاي الكترونيكي و اطلاع رساني آن در پايا ن از شما خواننده عزيز خواهشمندم در صورت مفيد بودن اين مقاله ، در صورت دسترسي به سران جنبش ، اطلاع رساني بفرماييد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
با فروكش كردن كنشهاي ميداني جنبش سبزها پس از همه فراز و نشيبها (كشته شدنها و زندان و ... ) جمعه 26 تير, جنبش وارد مرحله جديدي شد . آتش تهيه فاز ميداني اصلاحات در روزهاي پيشين آنچنان قدرت و پشتوانه اي ايجاد كرده بود تا هاشمي رفسنجاني مرد قدرتمند جمهور ي اسلامي زماني كه موسوي وكروبي را در ميان صفوف پر شور نمازگزاران ببيند بتواند خيلي حرفها را بر زبان آورد تا معادله بار ديگر به نفع سبزها تغيير كند . هاشمي نيز فرصت را گرانبها دانست و در دو حوزه شرايط موجود را زير سوال برد . در ابتدا بطور بنيادي با ذكر رواياتي از صدر اسلام مباحثي نظري در باب مشروعيت نظام بر زبان آورد و اعتبار حكومت را در رضايت و حمايت مردم دانسته و به خانه نشيني طولاني علي ابن ابيطالب پرداخت تا زماني كه مردم دست بيعت به سوي و ي دراز كردند .همين اظهارات آنقدر بار معنايي داشت تا آيت الله يزدي رئيس پيشين قوه قضائيه و فقيه شوراي نگهبان را به عكس العملي وادارد كه : مشروعيت حكومت را در آسمان بايستي يافت و نه در ميان مردمان . كه اين يكي از چالش بر انگيزترين مباحث نظري حكومت در بين مسلمانان مخصوصا در سالهاي اخير جمهوري ا سلامي بوده است . رفسنجاني در فرازي ديگر به شرايط موجود اعتراض شديد كرده عملكرد شوراي نگهبان و صدا و سيما كه موتورهاي پيشران طيف احمدي نژاد محسوب ميشوند را به باد انتقاد گرفته همچنين خواستار آزادي زندانيان سياسي اين روزها و شكسته شدن انحصار رسانه اي موجود شده و در جمله اي زيركانه بار ديگر قانون را فصل الخطاب دانست ! حواشي اين نماز جمعه تاريخي چيزي از اصل آن كم نداشت , سر دادن شعارهاي مرگ بر روسيه در حالي كه مسئول شعارهاي مراسم كه هميشه بطور رسمي با سردادن شعارهائي همچون مرگ بر آمريكا مردم را به تكرار آن فرا ميخواند در جاي خود جالب توجه بود . در اطراف برگزاري مراسم علاوه بر شعارهاي مرگ بر روسيه و مرگ بر چين . پرچم روسيه نيز به آتش كشيده شد كه اتفاقي نو ظهور در ايران ميباشد . اين اتفاقات آنقدر بار سياسي داشت تا رسانه هاي آمريكائي و در ديگر سو ريانووستي روسيه را به انعكاس آن وا دارد . هنوز تب نماز جمعه فروكش نكرده بود كه فرا رسيدن عيد مبعث فرصتي ايجاد كرد تا آيت الله خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي پاسخي قاطع به شرايط پيش آمده دهد , رهبر انقلاب در جمع كار گزاران نظام بار ديگر با تاكيد بر آراي 40 ميليوني مردم آن هم پس از گذشت سه دهه از انقلاب , آنرا مهر تاييدي بر نظام قلمداد كرده , رسانه هاي خارجي را عامل تحريك در داخل دانسته و گفت آنها دستورالعمل اغتشاش در داخل پخش كرده و گروههاي غافل و نادان اغتشاشگر را مردم خطاب مي كنند . اما مهمترين قسمت صحبتهاي رهبر هشدار به نخبگان بود : هر فرد با هر موقعيتي اگر بخواهد جامعه را به سمت نا امني سوق دهد از نظر ملت ايران منفور است . و ديگر آنكه از نخبگان خواست مراقب گفتار ومواضع و حتي نگفتنهاي خود باشند وي در ادامه چنين بيان كرد كه نخبگان در امتحاني عظيم قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد . اين صحبتها را رسانه ها مشخصا هشداري به هاشمي رفسنجاني و خاتمي قلمداد كردند . ديدارهاي مبعث همينجا خاتمه نيافت در جايي ديگر مير حسين موسوي , كروبي و خاتمي به طور جداگانه ديدارهايي با طيفهاي مختلفي داشته و ميدان مبارزه را خالي نگذاشتند . كروبي بار ديگر از كشتن مردم در خيابانها يادي كرده و موسوي آزادي زندانيان را خواستار شد . اما بمب خبري هفته را خاتمي منفجر كرد : رفراندوم ! اين صحبتي بود كه اصلاح طلب و اصول گرا را به عكس العملهاي متفاوت وا داشت . آتشبار روزنامه كيهان خاتمي را هدف قرار داد كه وي حرفهاي مايكل لدين , دستيار ويژه رامسفلد و چني را بر زبان آورده است . پس از اين خاتمي ديگر بار چهارشنبه بعد از هشدار هاي رهبري, از طرح رفراندوم دفاع كرده و آنرا تنها راه برون رفت از بحران موجود دانست .در اين شرايط بود كه هاشمي بار ديگر با سفر به مشهد به قصدديدار با چند روحاني بلند پايه خبر ساز شد مخصوصا زماني كه خبرهايي مبني بر لغو ملاقاتها ي وي و حتي صحبت از بيماري و بستري شدن وي به گوش رسيد هرچند اين خبر سريعا از سوي محسن هاشمي تكذيب شد . خوب ! فكر ميكنيد ماجراهاي هفته اينجا تمام شده ؟ خير ! . فشارهاي سياسي در رده هاي بالاي نظام به جايي رسيده كه سيد حسن خميني را مجبور به خروج از كشور كند تا بدينوسيله از شركت در مراسم تنفيذ احمدي نژاد دوري جويد . اين حركت براي طيف سنتي ارادتمندان به آيت الله خميني رهبر كاريزماتيك انقلاب كه خود را وراي چپ و راست سياسي مي دانند حائزاهميت قلمداد ميشود. عقب نشيني تاكتيكي صدا و سيما در حمايت افراطي از احمدي نژاد , اعتراضات دكتر فاضل و عبدالله نوري از وزراي پيشين حكومت به شرايط موجود , همچنين حمايت ضمني باهنر معاون مجلس و از حاميان قديمي احمدي نژاد از صحيتهاي رفسنجاني , غائله معاون اولي احمدي نژاد كه انشقاقهايي در صفوف داخلي اصولگرايان ايجاد كرده را به تحولات هفته اضافه كنيد . پا را از مرزهاي پر گهر فراتر بگذاريم : آنسو تر از آبهاي گرم خليج فارس اكبر گنجي به همراهي طيف متنوعي از شخصيتهاي سياسي , فرهنگي و هنري ايراني و خارجي اعتصاب غذايي در جلوي سازمان ملل در حمايت از سبزها و دربندان آن آغاز كرده اند كه انعكاس مناسبي در سطح بين المللي ايجاد كرده . از سوي ديگر سوئد كه رياست دوره اي اتحاديه اي اروپار بر عهده دارد و همچنين كوشنر وزير خارجه فرانسه بار ديگر صحبت از تحريمها را مطرح كردند . هيلاري كلينتون نيز دو اظهار نظر را بر زبان آورد , يكي اينكه سياست تعامل با ايران فرصتي محدود دارد و ديگر آنكه در صورت هسته اي شدن ايران, كشورهاي همسايه را مسلح مي كند ! خبر پاياني اينكه مير حسين جبهه فراگير خود را بزودي اعلام مي كند . و صحبت گستردگي فوق العاده اي ميكند كه بتواند ظرفيتهاي پتهان قانون اساسي را فعال كند . حال بايد ببينيم آرايش سياسي اين جبهه چه طيفهائي را در خود جاي مي دهد ؟ آيا موسوي طلسم ورود گروههاي موسوم به غير خودي همچون ملي- مذهبي و نهضت آزادي و ... را به جريانات فعال سياسي ايران خواهد شكست . شواهد نشان مي دهد روزهاي آينده آبستن خبرهاي مهمي باشد ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
در آخرین پست از کتاب شرحی اندر باب گاندی و استالین هستیم . فیشر در بخشی دیگر از کتاب تاکید میکند که اگر می خواهید به سمت دموکراسی حرکت کرده و با استبداد مبارزه کنید باید از لاک محافظه کاری بیرون بیایید . اینکه تا چه حد محافظه کارید ، غالبا بستگی به این دارد که گذشته چه قدر برایتان خوش بوده است . یا از بدشانس ترین آدمها چقدر دورترید. یا در چشم اندازتان ، آینده روشنتری برای بشریت متصورید یا خیر؟ محافظه کاران بدبین هر دوره ای بر این گمانند که چیزی نمی تواند بهتر از حال باشد ، مگر گذشته ! در دیگر سو ، اصلاح طلبان خوش بینند! آنان احساس می کنند که می توانند بهتر ا زگذشته عمل کنند . در فصلی دیگر لوئی فیشر بر این عقیده است که شر ، یعنی انحصار قدرت ، حال چه دولتی باشد ،چه قدرت سرمایه داران و ... آنها می خواهند از انسان "آدم واره" ای بسازند و چاره کار را در پراکنش یا باز توزیع برابرتر قدرت می داند . در این مسیر آنچه اهمیت می یابد مبارزه فراگیر و سیستمی است چونکه : یک گاندی تنها ، در یک دیکتاتوری نمی تواند خیلی دوام بیاورد و جلو برود . دیکتاتوری تلاش می کند و معمولا موفق می شود که گرایشهای انفرادی را به سوی خوبی و خیر کمرنگ و محو کند . و حشت افکنی و تروریسم دیکتاتوری ،فرد را مجبور به همسازی با (نا) هنجاری شر می کند . از سوی دیگر در دموکراسی ، هر فردی "حاشیه عمل " وسیعی دارد که در آن حاشیه ، شرافت یا عدم شرافت وی نقش بسیار برجسته ای ایفا می کند . وقتی دروغ سلاحی است رسمی ، اخلاق چگونه می تواند پر بها باشد ؟! هنگامی که وحشت افکنی و ترور ، "امنیت به هر قیمت " را پر ارزش می سازد . اصول اخلاقی چگونه می توانند اهمیتی داشته . دیکتاتورها با کم بها دادن به حیات و کرامت بشری ، با بی تفاوتی نسبت به رنج بشری و بی شرافتی ، فربه می شوند و رشد می کنند . اگر با همین ها بجنگید ، مثل این است که با دیکتاتوری جنگیده اید . اگر زندگی دموکراتیک در دموکراسی ها ، به کودکان و بزرگسالان ارزش حیات ، آزادی و حقیقت را بیاموزد ، اگر مردم یاد بگیرند که با مهربانی ، فروتنی و دوستی رفتار کنند ، تاثیر عقاید غیر اخلاقی و تمامیت خواهانه به انان کمتر خواهد شد . در فرازی دیگر فیشر از قول گاندی گلایه هایی از مذاهب دارد که عموما در تاریخ به جای انکه درخدمت آزادی ، دموکراسی و صلح باشند ، به دیکتاتورها یاری رسانده و با آنان همراه شده اند . اسقف اعظم کلیسای ارتدوکس یونانی در روسیه ، استالین جنایتکار را " تبرک شده و کمر بسته خدا " می خواند . تمام فرقه های مسیحیت در آلمان ، هنگامی که به عنوان ملی گرایان دو آتشه از هیتلر حمایت می کردند ، مسیحیت خود را از یاد بردند . آخوندها و مومنین کاتولیک به فرانکوی دیکتاتور یاری می رساندند . روحانیت کاتولیک ایتالیا ، در تجاوز موسولینی به اتیوپی فعالانه شرکت کرده و برایش طلا جمع کردند . مسیح اخلاق ورز و دموکرات بود اما چند نفر مسیحی وجود دارند که از وی پیروی کنند ؟ اسلام برادری را می آموزد و دینی بسیار دموکراتیک است . اما در عراق ، عربستان سعودی یا ایران و مصر تا چه حد دموکراسی هست ؟ یهودیت نظامی از ااخلاقیات متعالی دارد ، اما چند یهودی از آن نظام اطاعت می کنند ؟ عبادتگاه هنگامی اخلاقی و منزه است که به شکلی عینی و مشخص با مسئله انحصار قدرت و اسنبداد دست و پنجه نرم کند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
در ادامه مروری بر کتاب شرحی اندر باب گاندی و استالین هستیم . همانطور که قبلا اشاره کردیم لوئی فیشر بر این عقیده است که نظامهای استبدادی فوق العاده شبیه یکدیگرند (پست ویژگیهای استبداد را ببینید) به گمان وی هیتلر ، استالین و... هرچند در ایدئولوژی که پایه و اساس حکومت استبدادی آنان را تشکیل می دهد متفاوتند ولی در عمل شیوه های یکسانی بکار میگیرند . شیوه های خشونت بار و بیرحمانه ، بیرحمی به انسانها ، بی حرمتی به حیات و ... در همه آنها به وفور یافت می شود . خشونت ، شیوه عمل اقلیتی است که نمی تواند اکثریت را متقاعد کند . شکنجه ، ترور و خشونت، دین و آئین آنا نی است که ایمان به آرمانها ، اخلاق و عشق به انسان ندارند . هرچند که روضه انسانیت و بشریت را بر سر منبرهای خود بخوانند . خوب ! حالا چگونه از این وضعیت اسفناک میتوان رها شد ! راه رسیدن به دموکراسی تقویت جریانهای میانه رو و جلوگیری از جریانهای افراطی است . یک دموکرات واقعی هرگز نمیتواند با تمامیت خواهان برای رسیدن به دموکراسی همکاری کند پیامدهای کار مشترک با دیکتاتورها یا سیاستمداران فا سد آنچنان منفی ، گسترده و تاثیر گذار است که خیر جزئی احتمالی را کمرنگ و بی اهمیت میسازد . در حالی که مستبدان خواهان همکاری با جریانهای مختلف طرفدار دموکراسی اند تا بدینوسیله رقبایشان را از سر راه بردا شته و ساکت سازند . از طرف دیگر زمانی که یک اصلاح طلب آزادیخواه با جریان استبداد همکاری میکند .امکان انتقاد از آنرا از خودش سلب می کند . کلید کاخ استبداد در همکاری اصلاح طلبان باتمامیت خواهان است ( بر اساس مصلحت ) . و ان زمانیست که مصلحت بر فراز اصول و قدرت بر بالای آرمان سایه می افکند و به مرور تمامیت خواهی در نهاد اصلاح طلبان رسوخ می کند . وقتی همه اصلاح طلبان به همکاری با مستبدان می پردازند . در بده بستانهای سیاسی مجبورند از حقوق نهادهای مدنی وگسترش دموکراسی در بطن جامعه جلوگیری کنند. و این بزگترین خیانت به آزادی است . ادامه دارد ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
كشنده ترين سلاح مستبد ، وحشت افكني و ترور است . وحشت افكني ترسي را مي آفريند كه تمناي امنيت را تشديد مي كند و فرد را براي هزينه كردن وجدان و كرامت خود به پاي آن آماده تر . خدايان رژيم استبدادي خواهان قرباني گرفتن از آدميانند و بزرگترين اين قربانيها هويت و شخصيت آنان است . وحشت افكني و ترور ، انسانها را بدل به ريا كاران ومنافقيني مي سازد كه دروغ مي گويند ، اعتراف مي كنند ، و بخاك مي افتند تا موفق شوند و زندگي كنند . وحشت افكني و ترورموج سوار ، چكمه ليس ، منفي باف ، چاپلوس و پاچه خوار پرورش مي دهد . رژيم استبدادي خود را به شكل غولي سنگي و يك تكه ، وحشتناك و هزار ساله نشان ميدهد كه هيچ فردي قدرتش را ندارد كه به او دست بزند يا حتي تضعيفش كند . پس براي چه بايد تلاش كرد ؟ چنين فضايي هر عملي را در مبارزه با استبداد احمقانه جلوه مي دهد . ا زهمين رو خلقيات و فرهنگ بي رگي ! رخوت ! و آسه برو آسه بيا ! را رواج مي دهد . درست همان قهرماني كه در جنگ آماده مردن براي كشور است در شهر ، تبديل به شهروند بزدل مي شود . او هيچ شانس و چشم اندازي را روبرويش نمي بيند و فقط مطمئن است كه حمله اش به قلعه تماميت طلبي، خود ، خانواده و دوستانش را تباه مي كند . وكارش حاصلي نيز ندارد . استبدادقدرت اراده را تضعيف مي كند . انديشه را پس مي راند . چون انديشه ها خطر ناكند .ابتكار سياسي را پس مي راند ، چراكه تمامي خرد و اقتدار واقعي فقط از وجنات مستبد بزرگ مي تواند فوران كند . و بس !! آن هنگام است كه فرد رنگ محافظ خاكستري برمي گزيند و همرنگ جماعت ميشود و مراقب است كه تابلو ! نشود . اگر محبوب يا متفاوت باشي خطر در كمين توست . بهترين ضامن امنيت فردي تسليم ، خود فراموشي و اطاعت محض است . نسل جوان خيلي زود اين درسها را مي آموزد . تبليغات بي وقفه بمباران رسانه ها ، آموزش مدارس و ... اين انيشه هاي ناقص را به عنوان خدمتي افتخار اميز به نظام تشريح ميكند .
هر تلاشي در جهت مردم سالاري يا جلوگيري از تماميت خواهي مي بايد دائما بر بازسازي كرامت و شخصيت تاكيد نمايد . آزادي و مسئوليت پذيري به اين تلاش ياري مي رساند اما اقتدار سخت گيرانه باز مي دارد ! استبداد مردم را آزرده مي سازد . با ين وجود ميليونها تن به آن عادت مي كنند . با گذشت ساليان همين ميليونها نفر فراموش مي كنند كه : آزادي چيست ! لذا به مرور ديدگاهشان به آزادي خالي مي شود . سقوط يك حكومت استبدادي حاكي از فرصتي هيجان انگيز براي مرد مسالاري است . اينكه مجرمين و جنايتكاران بايد مجازات شوند و بايستي مراقب مرتجعين بود اهميت دارد . اما بي نهايت مهمتر اين است كه از هر اقدام مثبت ممكن استفاده كرد تا به بردگان سابق بتوان نشان داد تا چگونه به انسانهاي آزاده بدل شوند . مردم سالاري فقط به كمك افراد مردم سالار به شيوه اي مردم سالار مي تواند خلق شود و اشاعه يابد . من اگر مي توانستم سعي مي كردم با دشمنان سابق و تمامي ضد دموكراتها به عنوان بيمار رفتار كنم ، به جاي اينكه آنان را جنايتكار بدانم . آنان جنايتكارند چون بيمارند ! نفرت و زور در دنياي ما بيش از حد به كار رفته است ما قادريم مهرباني را بياموزيم !! مردم سالاري را متحان كنيم ! آناني كه رهرو اين تجربه اند براي موفقيت مي بايد خود انسانهاي آزاده اي باشند ! از كرامت انساني لبريز و از نظر منش نيز غني باشند . ادامه دارد ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت توسط علی اسماعیل نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 |
|
RSS
|